تبلیغات
قصه عشق - راز عشق
قصه عشق

لعنت بر آشنایی و نفرین بر جدایی

 

من راز عشق تو را با ماهی کوچک دریا 

 

گفتم و اشک ماهی را دیدم که پرسوز غلتید

 

به عمق دریا رفت و در اغوش صدفی جای گرفت

 

و حالا گرمی دل راز عشق تو مرواریدی در عمق دریاست


نوشته شده در شنبه 17 مهر 1389 ساعت 04:27 ب.ظ توسط نظرات | |


: