تبلیغات
قصه عشق - سخت ترین شکست
قصه عشق

لعنت بر آشنایی و نفرین بر جدایی

 

آنروز ..


تازه فهمیدم ..


در چه بلندایی آشیانه داشتم...


 وقتی از چشمهایت افتادم...


هنوز دست و پای دلم درد می کند ..


چقدر شکستن سخت است ...


وقتی تو داری نگاه می کنی


نوشته شده در جمعه 12 اسفند 1390 ساعت 05:26 ب.ظ توسط نظرات | |


: