تبلیغات
قصه عشق - عاشقم بر خط زیبا عاشقم بر شعر ناب
قصه عشق

لعنت بر آشنایی و نفرین بر جدایی

عاشقم بر خط زیبا عاشقم بر شعر ناب
 
آنچه می بخشد مرا شور و شکوه و التهاب

بر طبیعت بر خدا بر روشنی بر دوستی
 
عاشقم بر سبزه و گل عاشقم بر آفتاب

عاشقم بر آنچه ایزد آفرید و هدیه کرد
 
کوه ، آتش ، ابر، تندر، آسمان ، دریا ، سراب

دوست دارم زندگی را دوست دارم عشق را
 
آنچه می ماند به جا و نیست نقش یک حباب

دوست دارم رویش و بالیدن و پرواز را
 
عاشقم بر آنچه بخشد بر تکاپویم شتاب

ساده ام من، صاف و صادق، بی ریا، یکرنگ، پاک
 
واژه ها سر می کشند از عمق جانم بی حجاب

شعله هایی در نهان دارم که می سازد مرا
 
غرق در دنیای خویشم فارغ از هر اضطراب

آنچه گفتم حاصل یک عمر افکار من است
 
بی سبب پنهان نکردم چهره در زیر نقاب

ارج بنهادم به پاکی عشق، ایمان، مردمی
 
آنچه را خواندم فراوان روی اوراق کتاب

بودن ما گاهی از اندوه دارد سایه ای
 
می شود منها کنیم این غصه ها را از حساب

گر دو راهی باشد از نابودن و بودن بدان
 
شاد و سرخوش می کنم من بودنم را انتخاب

زندگی حتی اگر یک پرسش مرموز بود
 
می توان با " مهربانی" گشت دنبال جواب

نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند 1390 ساعت 05:19 ب.ظ توسط نظرات | |


: