تبلیغات
قصه عشق - تو می آیی
قصه عشق

لعنت بر آشنایی و نفرین بر جدایی

 

تو می آیی .سبک چون پر .برای لحظه ی برتر


نمی دانم

تو می آیی .چو آیینه .دلت شفاف و بی کینه

نمی دانم

تو می آیی .برای من .برای کوری دشمن

نمی دانم
 
 
تو می آیی .تنت شبنم .دلت بی غم

نمی دانم

تو می آیی .خدا با تو .تمام لحظه ها با تو

نمی دانم

تو می آیی .تو می آیی . چرا امشب نمی آیی؟

نمی دانم

نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند 1390 ساعت 04:02 ب.ظ توسط نظرات | |


: