تبلیغات
قصه عشق - دلنوشته
قصه عشق

لعنت بر آشنایی و نفرین بر جدایی

پیش از سحرتاریک است

اماتاکنون نشده که آفتاب طلوع نکند

به سحر اعتمادکنید.

ایمان را تاهر کجا بکشیدش می آید

پس آنرا تا جلوه گر شدن خواسته هایتان بکشید.

نه هیچ انسانی دشمن توست

نه هیچ انسانی دوست تو

بلکه هر انسان معلم توست.

خدا پیشاپیش من گام برمیدارد وپیکارم را به پیروزی میرساند

اندیشه های خصمانه تارومار میشوند

وبه نام خدا توفیق میابم

من سالیانی را که ملخها خوردند به خود بازمیگردانم

چون هیچکس جزخود آدمی چیزی به خود نمی دهد

وهیچ کس جز خود آدمی چیزی را ازخود دریغ نمی دارد.

دلنوشته از فلورانس اسکاول شین


نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت 12:55 ق.ظ توسط نظرات | |


: