تبلیغات
قصه عشق - رفتن چرا
قصه عشق

لعنت بر آشنایی و نفرین بر جدایی

شوق  سفر نداشتی

قصد گذر نداشتی

من با تو زنده بودم

اما خبر نداشتی

رفتی و توی قلبم یادتو جا گذاشتی

روی تموم حرفات یکدفعه پا گذاشتی

 


نوشته شده در جمعه 19 شهریور 1389 ساعت 07:04 ب.ظ توسط نظرات | |


: